وقتی که بچه به دنیا می آید، آنچه بیش از هر چیز نیاز دارد، عشق پدر و مادر است. منظور از عشق پدر و مادر ،محبت، توجه، مراقبت، حمایت، مهربانی و آمادگی برای برقراری ارتباط والدین با فرزندان است. اگر از این نیازها برآورده شود، بدن بچه ها در تمام دوران زندگی خاطره خوش چنین مراقبتهای مهربانانه ای را در خود حفظ می کند و بعدها در بزرگسالی می توانند همان عشق به فرزندان خود منتقل کنند.
اما اگر چنین نشود، بچه ها در تمام زندگی در حسرت برآورده کردن نیازهای اولیه و حیاتی خود خواهند بود و در بزرگسالی از دیگران انتظار خواهند داشت تا این حسرت را جبران کنند.
به بیان دیگر بچه ها هر قدر بیرحمانه تر از عشق محروم شوند و یا به نام “تربیت “طرد شوند و مورد سوء رفتار قرار گیرند، در بزرگسالی از پدر و مادر خود (یا افراد دیگری که جایگزین آنها میشوند) انتظار خواهند داشت چیزهایی را برایشان فراهم کنند که در زمان کودکی احتیاج داشتند.
این یک پاسخ عادی از طرف بدن است . بدن دقیقا میداند چه چیزی نیاز دارد و هرگز محرومیتها را فراموش نمیکند. محرومیت یا خلاء، چشم انتظار پرشدن، در بدن باقی می ماند.
هر چقدر بزرگتر می شویم پیدا کردن افراد دیگر برای سیراب کردن ما از عشقی که پدر و مادر از ما دریغ کردند، سختتر میشود.
نقش فرزندان در خانواده
گاهی در بعضی خانوادهها نقشهایی به جز نقش فرزندی به کودکان تحمیل میشود. مثلا ممکن است برای پدر و مادراشان نقش دوست را به عهده بگیرند. این نقش بار زیادی رو بر دوش اونا میگذارد که موجب میشود بیش از حد در موقعیتها و مسائل مربوط به بزرگسالان درگیر شوند؛ و این درگیر شدن از ظرفیت روانی آنها خارج است و آسیبهای زیادی رو برای آن ها به همراه دارد.
اینکه ارتباط والدین با فرزندان دوستانه باشد، با اینکه به عنوان دوست صمیمی روی فرزندانشان حساب کنند تفاوت زیادی دارد. اولی شفابخش و دومی آسیبزاست.
- فرزندان شما کسانی نیستند که مشکلات زناشویی یا مسائل ارتباطی خود را با آنها در میان بگذارید.
- فرزندان شما نباید آن کسانی باشند که در هنگام سختیها و ناراحتیها برای پاک کردن اشکهایتان روی آنها حساب کنید.
- فرزند شما درمانگر فردی شما و یا مسئول حمایت عاطفیتان نیست.
- فرزند شما نباید کسی باشد که رازهایتان را نگه دارد.
- فرزند شما نباید میان شما و همسرتان میانجیگری کند و واسطهی انتقال پیامهایتان به یکدیگر باشد.

بیشتر بخوانید: تاثیرات طلاق بر کودکان چیست؟
تعامل والدین با کودکان
تعامل مادرها و پدرها با كودكان اشكال متفاوتي مي تواند داشته باشد. مادرها مخصوصا كودكان خردسال تر را بيشتر تَر و خشك مي كنند. در حالي كه پدرها بيشتر با بچه ها بازي مي كنند. حتي شكل بازي والدين نيز با كودكان متفاوت است.
مادران بيشتر با كودكان صحبت مي كنند، بازي هايشان فكري و آرام تر است. معمولا بازي هاي متعارف تر مثل خاله بازي، دالي موشه از سوي مادران انتخاب مي شود در حالي كه بازي پدران غيرمتعارف تر، غير قابل پيش بيني تر و فيزيكي و هيجان انگيزترند.
- و همين تفاوت ها باعث مي شود كودك نيز انتظارات متفاوت از والد داشته باشد. معمولا از مادر توجه و رسيدگي مي خواهند و از پدر بازيپس مهم است بدانيم تجارب متفاوت با والد باعث اين انتظارات متفاوت مي شوند و اين ربطي به جنسيت پدر و مادر ندارد.
البته تفاوت در نوع ارتباط زمينه فرهنگي هم مي تواند داشته باشد. مثلا در برخي از كشورها معتقدند برخي از بازي ها مخصوص يكي از والدين است. از ديگر عوامل تاثير گذار در نوع تعامل با كودكان شاغل بودن هر دو والد است كه در ادامه به اين موضوع خواهيم پرداخت.

تعامل پدر و مادر شاغل با کودک
در سال هاي اخير شاغل بودن هر دو وارد در بسياري از خانواده ها ديده مي شود. مادران شاغل پس از مرخصي زايمان به شغل خود برميگردند و اگر اشتغال را دوست داشته باشند، از اينكه دو نقش متفاوت دارند (مادر و شاغل) احساس رضايت و خوشبختي بيشتري دارند. اين گروه از مادران، اگر نتوانند به هر دليلي كار كنند، نشانه های افسردگی بيشتری نشان مي دهند.
اما گروه ديگري از مادران بسيار مضطربند و معمولا در قيد و بند كمبود وقت. اين گروه از مادران از اينكه از كودكشان جدا مي شوند، احساس گناه مي كنند و همين باعث مي شود نسبت به نيازهاي كودك خود فوق العاده حساس شوند و بخواهند به شكل افراطی جبران كنند.
- مادران شاغل بر استقلال كودكان (بخصوص دختران) تاكيد بيشتري دارند و براي آنها حكم الگوي پيشرفت را بازي مي كنند اگر والد علاوه بر شغلش بر خانواده اش نيز متعهد باشد، معمولا سبكش مقتدرانه خواهد بود و در كنار قوانين، انعطاف لازم را هم خواهد داشت.
در خانواده هايي كه مادر به صورت تمام وقت كار مي كند، پدر مي تواند به عنوان مراقب اصلي كودك باشد و با وجود اينكه عملكرد و توانايي والدين در بچه داري يكي نيست ولي پدر نيز مي تواند با داشتن فرصت كافي براي تمرين و تشويق، توانمند شده و همه امور را انجام دهد.
صحبت کردن با فرزندان
تا حالا به این فکر کرده این که کلمات، لحن و ادبیاتی که ما در برخورد با کودک و یا فرزند نوجوان خودمان به کار میبریم، بیش از آنچه تصور میکنیم مهم هستند، بار دارند، پیام دارند و تاثیرگذارند؟
در ادامه به مثالهای کلامی اغلب نادرستی اشاره میکنیم که در برخورد با فرزندان به کار میبریم؛ و جایگزینهای مناسبتری برای آن ها معرفی خواهیم کرد که بهتر است جایگزین شوند.
۱. به جای: “ساکت باش” بگوییم: ممکن است آرامتر صحبت کنی؟
۲. به جای: “چه ریخت و پاشی کرده ای!” بگوییم: به نظر میرسد خیلی بهت خوش گذشته است؛ حالا چطوری میتوانیم اینجا را مثل قبل مرتب و تمیز کنیم؟
۳. به جای: “کمک میخواهی؟” بگیوییم: ️من اینجا هستم که اگر نیازی داری به تو کمک کنم.
۴. به جای: “دیروز که برایت توضیح دادم چطوری باید این کار را انجام دهی.” بگوییم: ️شاید بتوانم راه دیگهای را به تو نشان دهم که امتحانش کنی.
۵. به جای: “گریه نکن!” بگوییم: میدانم غمگین شده ای. اشکالی ندارد که گریه کنی.
۶. به جای: “سوال داری؟” بگوییم: چه سوال هایی داری ؟
۷. به جای: “خیلیم حالِت خوبه!” بگوییم: چه احساسی داری؟
۸. به جای: اونقدرها هم سخت نیست” بگوییم: تو از پس سختیها نیز برمیایی.
ارتباط با فرزندان، با همین تلاشهای به ظاهر کوچک و بیاهمیت است که بهبود پیدا میکند.
حتما بخوانید: مهم ترین دلایل استرس چیست؟
تحقیر فرزندان توسط والدین
زمانی کودکان تحقیر را حس میکنند که والدینشان آنها را مسخره کنند، نامهای خاصی روی آنها بگذارند، در مورد مسائلی که برای آنها اهمیت دارد تحقیرآمیز اظهارنظر کنند، نظرات آنها را بیاعتبار کنند و یا به هر صورتی آنها را سرافکنده کنند.وقتی تحقیر اتفاق میافتد، بچهها احساس میکنند ناچیزند، احساس کمبود یا طردشدگی میکنند و بسته به نوع شخصیتشان طیف وسیعی از احساسات را میتوانند تجربه کنند و در نهایت در آنها نگرش منفی به خود شکل میگیرد.
چرا والدین فرزندان خود را تحقیر میکنند؟
آن ها معتقدند تحقیر باعث میشود کودکان رفتارهای غلط خود را تغییر دهند. گاهی والدین سعی میکنند با تحقیر از بلندپروازیهای بیمورد فرزندان جلوگیری کنند. گاهی کودکان را از احساسی که دارند شرمنده میکنند، خصوصاً این مورد در پسرها بیشتر اتفاق میافتد. کودکان در این شرایط بهسرعت خاموش میشوند و به دنبال آن از اینکه به احساسات خود توجه کنند میترسند. اثر واضح در کودکانی که احساس تحقیر و طردشدگی را تجربه میکنند خشمگین شدن است.
این کودکان بهطور حتم آسیب خواهند دید. بسیار مهم است که والدین از اهمیت عباراتی که استفاده می کنند آگاه باشند. کلمات میتوانند باعث جدایی ملتها شوند، دوستیها را خاتمه دهند، ازدواجها را نابود کنند و به بچهها آسیبهای جبران ناپذیری وارد کنند.